درود به همه ی سفر دوستان عزیز من از دوران کودکی به ارمنستان و مردمش علاقه ی زیادی داشتم و با توجه به اینکه عده ای از دوستانمون ارمنی بودن و شناختی که ازشون داشتم برای من اشخاص دوست داشتنی ای بودن و هستن همیشه دوست داشتم اولین تجربه ی سفر خارجیم ارمنستان باشه و این علاقه به واقعیت تبدیل شد.

چند روزی بود که حسابی به سرم زده بود که تو اولویت بزارم و زودتر این سفر دوست داشتنی رو تجربه کنم.
یک روز توی اینستاگرام با تبلیغات آژانس هواپیمایی آرزوی سفر مواجه شدم و وقتی وارد پیجش شدم دیدم سه تا از دوستانم که بشدت اهل سفر و خوش گذرونی هستن پیجشون رو فالو دارن.
پس قبل از هر تماسی با آژانس با دوستانم تماس گرفتم که از کیفیت و تعهد کاری این آژانس مطلع بشم.
دوتاشون گفتن که با این آژانس کار کردن و ازشون تور خریداری کردن و راضی بودن.
بعد با آژانس تماس گرفتم و برنامه ی سفرمون 3شب و 4 روز به ارمنستان رو باهاشون فیکس کردم.
پرواز رفتمون رو بیزنس گرفتیم. پرواز برگشتمون هم برای اینکه بتونیم از روز اخرمون استفاده ی مفید ببریم آخر شب بود.
انصافا باید بگم که خوب راهنمایی میکنن و از پرواز بگیر تا هتل و برنامه ی گشت و جاهای دیدنی بهترین اطلاعات رو در اختیارم قرار دادند و این باعث شد که بتونم خیلی راحت و دقیق و سریع تصمیم گیری و برنامه ریزی کنم.

کارهای رزرو رو انجام دادیم و با یه قیمت مناسب یه تور خوب رزرو کردیم.
من همیشه برای انتخاب هتل چند تا مورد برام خیلی مهمه:
مثلا اینکه به مرکز شهر نزدیک باشه. نه اینکه خود مرکز شهر باشه چون از شلوغی و سر و صدا و همهمه ی مرکز شهر یکم فاصله داشته باشه که موقع استراحت واقعا بشه با لذت استراحت کرد چون بالاخره استراحت هم یکی از بخش های مهم سفر هست هرچند که ایروان کلا مردمان آرومی داره اما خب ایرانی ها پر سروصدا هستن. به همین خاطر هتل پرزیدنت رو انتخاب کردیم که من خیلی راضی بودم.

لوکیشن خوبی داشت و از نظر امنیت هرچند که ایروان کلا جای امنی هست اما این هتل یه درجه بالاتر بود چون چسبیده به خونه ی نخست وزیر ارمنستان بود.
ویوی خوبی داشت و از بالکن و پنجره ویوی دره ای زیبا باکلی درخت داشتیم.
از مرکز شهر پیاده یک ربع و با یاندکس 6یا7 دقیقه فاصله داشت.اگر بخوام بطور کلی از مزایای این هتل بگم:
استخر روباز – پارکینگ رایگان – صبحانه ی متنوع – نظافت و بهداشت خوب و...
خب بهتره که بریم سر بحث سفر:
روز اول بعد از رسیدن لیدر خوبمون اقا میلاد توی فرودگاه منتظرمون بود و سیمکارت رو بهمون تحویل داد و توی همون فرودگاه برامون پول چنج کرد و با دستگاه سیم کارتمون رو شارژ کرد و برای خرید اینترنت و نصب یاندکس کمکمون کرد.

سوار ماشین شدیم و تا رسیدن به هتل کلی از تاریخ و تمدن و فرهنگ و قوانین ارمنستان بهمون توضیح داد و خیابانها و مناطق ایروان رو بهمون معرفی کرد.
به هتل رسیدیم و چک این و تحویل اتاق انجام شد
اتاق ما تایپ سوپریور طبقه ی هشتم و روبه دره با بالکن بود که خیلی توجهم رو جلب کرد
کمی استراحت کردیم و با یاندکس رفتیم بسمت میدان جمهوری.
موسیقی های ارمنی و بین المللی درحال پخش بود.
از آبنماهای رقصان هم که نگم براتون
نورپردازی ساختمان های اطراف میدان و برج ساعت هم بسیار حیرت آور و زیبا بود.
کمی اونجا چرخیدیم و عکس گرفتیم و بعد…
خیابان شمالی (نورث اونیو):
اصلیترین و مدرنترین خیابان پیادهروی در ایروان هست. این مسیر ۴۵۰ متری که میدان جمهوری رو به ساختمان اپرا وصل میکنه.
خیابون با وجود کافهها، رستورانهای شیک، برندهای معروف و موسیقی زنده خیابانی، فضایی پرشور برای قدمزدن، مخصوصا در شب، داره و دارای طبقات زیرزمینی تجاری است.
جذابتر از همه آبخوری هایی بود که سراسر شهر وجود داشت و همواره قطع نمی شوند.
مک دونالد هم توی همین خیابان بود.
شام خوردیم و قدم زنان تا میدان جمهوری رفتیم
ابتدای خیابان که از میدان شروع میشه یه بستنی فروشی داره که حتما بستنی هاش رو امتحان کنید.
ما که هر روز بستنی توی برناممون بود.
اخ که از این نظم و انظباط و آرامش مردم و خیابونها هرچی بگم کم گفتم.
تا چراغ قرمز نمیشد عابر هرگز توی خیابون نمیرفت و همیشه فقط از خط عابر پیاده رد میشدن.
رانندگیشون هم که کلی اصولی و ایمن بود و به هیچ عنوان از روی خط کشی رد نمیشدن و برای یه دور زدن ساده تا انتهای خیابون یا تقاطع میرفتن و هرگز قانون رو نقض نمیکردن.

آخر شب رفتیم هتل و فردا لیدر بعد از صبحانه حدود ساعت 11 اومد و رفتیم بسمت کلیسای سنت گریگور و البته حین ورود آدابی داره که باید رعایت کنید.
مثلا: حواستون باشه که دستتون توی جیبتون نباشه که کشیش حسابی ناراحت میشه!
بعد از توضیحات و تماشا کلی عکس گرفتیم و به سمت دریاچه سوان که معروف به چشم آبی یا مروارید آبی هست رفتیم.
این دریاچه بزرگترین دریاچه ی کوهستانی در جهان محسوب میشود و واقعا بسیار زیباست و چشمگیر.
کمی اونجا عکس گرفتیم و توضیحات و اظلاعات خوبی درمورد این دریاچه از لیدر گرفتیم.

حدودا ساعت 7شب به هتل برگشتیم و کمی استراحت کردیم و ساعت 9 یه رستوران برای شام رفتیم.
این رستوران در نزدیکی میدان جمهوری و مسجد ایرانی هاست .
لیدر به ما آدرس داد که اسمش Master Class بود. خداروشکر که غداهای باب طبع و مزاج خودمون رو پیدا کردیم.
کباب لقمه های خوب و خوشمزه ای داشت که قیمتشون هم مناسب بود.

البته با نان تنوری خودشون حسابی داغ و تازه.

بعد از شام رفتیم سراغ بستنی و یه دور کوچیک و هتل.
یه استراحت اساسی که برای فردا انرژی داشته باشیم.
صبح روز سوم بعد از صبحانه مجددا حدود ساعت 10صبح لیدر اومد و مارو بصورت گروهی از چندتا هتل سوار کرد و حدودا 15 نفر شدیم و بسمت کارخانه یNOY نوی رفتیم.

وقتی وارد شدیم حیاط بسیار بزرگی داشت.
توی حیاط چند خودرو و مجسمه وجود داشت که مربوط به اشخاص و اتفاقات در سالهای گذشته ی ارمنستان بود و اون کارخانه ی بسیار قدیمی و تاریخچه ی زیبایی که داشت و اتفاقات پی در پی که براش افتاده و تا کنون همچنان سرپا مونده و خانواده های زیادی دارن ازش نون میخورن.
این کارخانه ی جذاب دارای 2 قسمت هست:
1. تولید نوشیدنی وفروش و صادرات و...
2. موزه و گردشگری...
وقتی وارد شدیم یک بخش ساختمان جدید بود که مشغول به کار و تولید بودن.
ساختمان دیگه هم که مقداریش در جنگ جهانی تخریب و ترمیم شده بود.
قسمتی از ساختمان موزه بود و قسمتی از موزه متعلق به تاریخ ایران و اشخاص بزرگ ایرانی که بسیار دیدنی بود.
قسمت دیگه هم انبار بود که اگر اشتباه نکنم 4 یا 5 طبقه ی عمیق زیر زمین داشت. راهپله و اسانسوری قدیمی که با این طبقات دسترسی میداد و بشکه های بزرگی که در انبار بود.
در طبقه ی بالا تقدیرنامه هایی بود که از سران کشورهای مختلف از جمله ایران گرفته بودن.



بعد از بازدید میز پذیرایی بزرگی برامون چیدن بودن که حدود یکی دو ساعت هم اونجا نشستیم و بصرف میوه و شیرینی و آبمیوه و حسابی خوش گذشت.
بعد از اون رفتیم همون Master Class که گفتم برای ناهار و بعد هم یکم استخر هتل و چند ساعتی استراحت.
دوستانی هم اونجا داشتیم که باید بهشون سر میزدیم و باهاشون قرار گذاشتیم و گشتی توی شهر زدیم و کاسکاد هزارپله یا همون بام ایروان و چند تا مرکز خرید رفتیم و شام هم دوباره طبق معمول همون جای همیشگی.

صبح روز اخر هم درکنار دوستان چند ساعتی رو صرف پارک آبی ایروان کردیم و بعدش کمی سوغاتی خریدیم و راهی فرودگاه شدیم.
بنظر من برای یکبار هم که شده حتما سفر بع ارمنستان رو تجربه کنید. هرچند که مثل ایران خودمون توی هر فصلی قشنگی های خاص خودش رو داره و من به یکی دوبار بسنده نمیکنم و اینبار منتظر فرصتی دوباره هستم تا فصل سرما و برفی یا حتی کریسمس زیبای ارمنستان رو ببینم.