روسیه پهناورترین کشور دنیاست که بخشی از آن در آسیا و بخشی دیگر در اروپا قرار دارد. این کشور بزرگ با چندین اقیانوس و دریا هممرز است و آنقدربزرگ است که اختلاف ساعت غربیترین تا شرقیترین نقطهاش به ۱۰ ساعت میرسد. روسیه حدود ۱۴۶ میلیون نفر جمعیت دارد که بیشتر آنها در بخش غربی زندگی میکنند. واحد پولش هم روبل است.
من بهخاطر تاریخ و جغرافیای خاص روسیه همیشه دوست داشتم به این کشور سفر کنم. بهترین زمان برای دیدن پدیده شبهای سفید فصل تابستان است. اما اگر کسی به دنبال دیدن شفق قطبی باشد باید در سرما و فصل زمستان به اینجا سفر کند.
ما یک خانواده سه نفره هستیم که تصمیم گرفتیم تیرماه راهی روسیه شیم. بعد از کلی تحقیق تور ۷ شب و ۸ روزه روسیه رو از آژانس آرزوی سفر خریدیم. ویزای روسیه هم به صورت تکی و هم گروهی صادر میشود؛ چون ویزای گروهی راحتتر و ارزانتر بود، همان را انتخاب کردیم. صدور ویزا هم حدود ۱۰ روز طول کشید.
هتلهای ما در سنتپترزبورگ River Palaceو در مسکو Holiday Inn Tagansky بودند؛ هر دو کیفیت خوبی داشتند.




آغاز سفر
ساعت ۳ صبح در فرودگاه امام خمینی حاضر شدیم. هنگام تحویل بار و دریافت کارت پرواز، چند نفر مسئول بررسی ویزاها بودند و روی پاسپورتها لیبلهای رنگی میچسباندند تا در فرودگاه سنتپترزبورگ تقسیمبندی مسافران براساس هتل راحتتر انجام شود.
بعد از آن با چالش گرفتن ارز مسافرتی و ازدحام جمعیت مواجه شدیم. خوشبختانه پرواز بدون تأخیر و رأس ساعت 6 صبح با هواپیمایی ماهان انجام شد.
پرواز حدود ۴ ساعت طول کشید. از نیمه راه به بعد، تا چشم کار میکرد جنگل و دریاچه دیده میشد؛ نشانهای از وسعت بینظیر این کشور.
فرودگاه سنتپترزبورگ خیلی بزرگ نبود. همان فردی که در تهران هماهنگیها را انجام داده بود، اینجا هم همراه مسافران بود و بر اساس لیبلها، ما را جلوی گیتهای کنترل پاسپورت صفبندی میکرد. از آنجا که روسها کند عمل میکنند، این مرحله بیش از دو ساعت طول کشید.
پس از عبور همه افراد، باید منتظر میماندیم تا لیدرها نامها را با هتلها تطبیق دهند. مجموعاً بیش از سه ساعت از زمان پیادهشدن تا سوارشدن به اتوبوس طول کشید.
خطر بزرگی هم از بیخ گوشمان گذشت: بهدلیل معطلی زیاد، چمدانها مدتها روی نوار بودند و یکی از چمدانهای ما را شخص دیگری اشتباهی برداشته بود که اتفاقی متوجه شدیم و پس گرفتیم. در فرودگاه نظارت خاصی وجود نداشت.
سنت پترزبورگ
سنتپترزبورگ که قبلاً لنینگراد و پتروگراد نامیده میشد، دومین شهر بزرگ روسیه و شمالیترین شهر پرجمعیت دنیا است. این شهر حدود ۵ تا ۶ میلیون نفر جمعیت دارد و سال ۱۷۰۳ به دستور پتر کبیر ساخته شد. جالب است بدانید سنتپترزبورگ تا سال ۱۹۱۸ پایتخت روسیه بود. این شهر چون روی جزایر مختلف و در کنار رودخانه نِوا قرار گرفته، حالوهوایی شبیه به ونیز دارد.
یکی از جذابیتهای اینجا در تابستان، طولانی بودن روزهاست که به ۱۸ ساعت میرسد. از اواسط اردیبهشت تا اواسط تیر، شبها اصلاً کاملاً تاریک نمیشوند و به همین خاطر به این پدیده شبهای سفید میگویند.
ورود به هتل و نکات کاربردی
بعد از نیم ساعت رانندگی به هتلمان رسیدیم که درست کنار رود نِوا بود. موقعیت هتل حرف نداشت؛ چون هم به مترو نزدیک بود و هم یک هایپر مارکت ۲۴ ساعته کنارش داشت.
برای تبدیل پول فقط میشد به بانکها مراجعه کرد که صفهای طولانی داشتند. بدون پاسپورت حداکثر ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار تبدیل میکردند. پاسپورتها هم هنگام چکاین در هتل نگه داشته میشد.
از اردیبهشت همان سال، مالیات اقامت از مسافران گرفته میشد: نفری ۴۰۰ روبل برای هر بزرگسال.
روز دوم – گشت شهری

اولین جایی که رفتیم، کلیسای کازان در خیابان معروف نوسکی بود. این کلیسای ارتدکس را با الهام از کلیسای سنتپیتر رم ساختهاند و واقعا ابهت دارد.
بعد از آن سراغ کلیسای اسحاق رفتیم. این ساختمان با ۱۰۰ متر ارتفاع، یکی از نمادهای شهر است. تورهای لیدر معمولاً فقط نمای بیرونی را نشان میدهند، اما پیشنهاد میکنم حتماً خودتان وقت بگذارید و داخلش را هم ببینید.

بعد از ناهار و کمی استراحت، به تماشای باله دریاچه قو رفتیم که تجربهای فراموشنشدنی و لذتبخش بود. آخر شب هم مراسم باز شدن پلهای متحرک شهر، مخصوصاً «پل پالاس» را دیدیم که منظرهای فوقالعاده زیبا و تماشایی داشت.

روز سوم – موزه هرمیتاژ و گشت قایقی
با مترو رفتیم میدان کاخ تا از موزه معروف ارمیتاژ و کاخ زمستانی دیدن کنیم. حدود پنج ساعت وقتمون تو هرمیتاژ گذشت.

بعد از ناهار هم گشت قایقی یکساعته در کانالها و رود نوا را تجربه کردیم که خیلی جذاب بود. هرچند توضیحات فقط به زبان روسی ارائه میشد.
روز چهارم – کاخ پترهوف
با مترو و اتوبوس راهی پترهوف شدیم که در کنار خلیج فنلاند قرار دارد. فوارههای زیبا، باغهای بزرگ و کانالهای آب اینجا واقعاً خوشگل بودند. بیش از دو ساعت در آنجا ماندیم.

عصر تصمیم داشتیم به کاخ کهربا برویم، اما مسیر را اشتباه رفتیم و به پارک کاترین رسیدیم و بهدلیل خستگی برنامه لغو شد.
روز پنجم – حرکت به مسکو

چمدانها را بستیم و با قطار سریعالسیر راهی مسکو شدیم. این سفر چهار ساعت طول کشید و قطار با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکرد. در طول راه، از دیدن منظرههای بینظیر جنگلها و دریاچهها حسابی لذت بردیم.
شبم که به مسکو رسیدیم، به خیابان معروف «آربات» رفتیم، کمی قدم زدیم و یک شام عالی خوردیم.
روز ششم – بام مسکو و موزه فضا

اول رفتیم تپه گنجشکها ، سپس از کلیسای عیسی منجی دیدن کردیم. بعد از جدا شدن از تور، به موزه هوافضا رفتیم. عصر هم به بازارچه ایزمایلو سر زدیم و شب در رستورانی ازبکی غذا خوردیم.
روز هفتم – میدان سرخ و مترو
ابعد از گشتن بین ایتگاه های متروی مسکو به میدان سرخ رفتیم و از فضای اطراف آن لذت بردیم.
شب دوباره به همان منطقه برگشتیم و پل شیشهای کنار رودخانه مسکو را دیدیم.
روز هشتم – بازگشت
صبح چمدانها را جمع کردیم و به سمت فرودگاه رفتیم. روند چکاین و کنترل پاسپورت بهدلیل ویزای گروهی زمانبر بود، اما در نهایت راهی تهران شدیم.