روز سوم تصمیم گرفتیم دوباره از گشتهای تور استفاده کنیم و اینبار راهی منطقهای بشیم که به “سوییس ارمنستان” معروفه: دلیجان. منطقهای کوهستانی و سرسبز با جنگلهای انبوه و هوای پاک که هرکسی رو وسوسه میکنه برای یه نفس عمیق و یه کم آرامش. هزینه این گشت آپشنال به همراه ناهار برای هر نفر 70 دلار بود.

صبح زود با گروه تور سوار اتوبوس شدیم و بعد از حدود دو ساعت رانندگی از ایروان، به دلیجان رسیدیم. مسیر جاده واقعاً زیبا بود، پر از درختهای سرسبز، پیچوخمهای کوهستانی، و روستاهای کوچیکی که تو دل طبیعت بودن. هرچقدر جلوتر میرفتیم، هوا خنکتر و تمیزتر میشد، طوری که پنجرهها رو باز کردیم و فقط نفس میکشیدیم!
اولین توقفمون دریاچه پارز بود؛ یه دریاچهی کوچیک و بکر وسط جنگل. آب دریاچه زلال و شفاف بود و دور تا دورش درختای بلند و سرسبز بود. اونجا یه قایقسواری داشت که ما هم امتحانش کردیم. روی آب بودن تو اون فضا یه حس خاص داشت، یه آرامش عجیبی که واقعاً قابل توصیف نبود. چندتا کافه و غرفهٔ کوچیک هم اطراف دریاچه بود که نوشیدنیهای گرم، بستنی، و خوراکیهای محلی میفروختن. ما هم یه قهوه گرفتیم و کمی کنار آب نشستیم.
بعد از اون، به مرکز شهر دلیجان رفتیم؛ شهری با حالوهوای روستایی و آروم، با معماری سنتی ارمنی. خیابونها سنگفرش بودن، خونهها بیشتر چوبی و قدیمی، و مردمش خیلی مهموننواز. یه کارگاه صنایع دستی بود که نشونمون دادن که چطور سفال و چوب رو تبدیل به اثر هنر میکنن. ناهار رو توی یه رستوران محلی خوردیم که غذاهاش خونگی و خوشطعم بودن. ما خوراک گوشت با سبزیجات و نون محلی سفارش دادیم. فضای رستوران خیلی گرم و خودمونی بود و انگار توی خونهی سنتی ارمنی نشسته بودی.
بعدازظهر با همون اتوبوس برگشتیم به ایروان، بعد از یه روز پرانرژی و پر از طبیعتگردی تو دلیجان، تصمیم گرفتیم شب رو تو یکی از بهترین کلوپهای ایروان به نام فالودا کلاب سپری کنیم. این کلوپ با فضای مدرن، نورپردازی حرفهای و موسیقی الکترونیک و پاپ زنده، یکی از محبوبترین جاهای شبانهی شهر هست که جو فوقالعادهای داره. وقتی وارد شدیم، موسیقی ریتمیک و انرژیبخش سالن رو پر کرده بود و مردم با شور و شوق رقص میکردن. دیجیهای حرفهای هر لحظه فضا رو گرمتر میکردن و ترکیبی از آهنگهای محلی و بینالمللی پلی میکردن. فضای مدرن کلوپ باعث شده بود حس کنیم تو یه جشن بزرگ و خاص هستیم.
نوشیدنیها تنوع خوبی داشتن و ما مجدد چند تا کوکتل خوشمزه سفارش دادیم که واقعاً طعم خوبی داشتن. محیط صمیمی و پرانرژی باعث شد خیلی زود با بقیه مهمونا گرم بگیریم و شب رو تا دیروقت رقصیدیم و حسابی خوش گذروندیم. روز آخر سفرمونم رسید. چون پروازمون شب بود، بعد از چک اوت از هتل، تصمیم گرفتیم تا قبل از حرکت به فرودگاه، یه جای دیدنی توی شهر رو ببینیم و آخرین ساعاتمون رو هم مفید بگذرونیم.

رفتیم به سمت کاسکاد؛ یه بنای پلهای بزرگ و زیبا که مثل یه گالری روباز هنریه. از پایین تا بالا، مجسمهها، آبنماها و فضاهای سبز چیده شده بودن و منظره شهر از بالای پلهها واقعاً تماشایی بود. مردم محلی و توریست ها نشسته بودن، بعضیا عکس میگرفتن و بعضیا از کافه ی اونجا استفاده میکردند و قهوه میخوردن. نزدیک ظهر، به یه رستوران محلی توی همون محدوده رفتیم و خورواتس (نوعی کباب سنتی ارمنی) سفارش دادیم با یه سالاد ساده. بعد از ناهار به هتل برگشتیم و توی لابی منتظر موندیم، با لیدر هماهنگ کردیم و به همراه گروه، راهی فرودگاه شدیم. مسیر برگشت مثل همیشه، پر از مرور خاطرات سفر بود. پرواز برگشتمون با ایرتور بود که بهخاطر ساعت پروازش که شب باشه انتخابش کردیم بودیم و تقریباً طبق برنامه انجام شد. خسته ولی راضی، سفرمون تموم شد و برگشتیم با یه سری خاطرهی خوب و تجربههای تازه که حالوهوامون رو برای مدتی عوض کرد.