من دختری زمستانی متولد دی ماه هستیم که عاشق برف و سرما هستم و دوست داشتم امسال تولدم با بقیه سالها فرق بکنه این شد که دی سال 1403 بود که با همسرم تصمیم گرفتیم یه سفر متفاوت داشته باشیم. یه سفری که هم سرد باشه هم تجربه خاص و متفاوتی باشه. ما تور شفق قطبی مورمانسک رو انتخاب کرده بودیم. دیدن شفق قطبی، ماجراجویی تو برف و سرما، و چیزایی که قبلاً فقط دربارهشون خونده بودیم... میدونستیم این سفر، قراره خیلی متفاوتتر از هر چیزی باشه که تا حالا تجربهاش کردیم.
در مورد خرید تور روسیه بگم که دردسر خاصی نداشتیم. با یک جستجوی ساده در گوگل متوجه شدیم که تعداد محدودی آژانس در ایران این تور رو تخصصی برگزار میکنن؛ برعکس تورهایی مثل استانبول یا دبی که خیلی رایجن، این یکی تخصصیتره و هر آژانسی اجراش نمیکنه. نهایتاً با آژانس «آرزوی سفر پارسیان» که هم قیمت مناسبی داشت و هم خدمات خوبی ارائه میداد و خودش مجری مستقیم بود، قرارداد بستیم. تور انتخابی ما با پرواز ماهان بود که 4 شب توی مورمانسک اقامت داشتیم 1 شب ایگلو که توی سفرنامه بهتون میگم چیه و 2 شب هم مسکو؛ فرصت خوبی که مسکو رو هم از نزدیک بتونیم ببینیم.
اولین چالشی که داشتیم انتخاب لباس مناسب برای سرمای شدید این منطقه است؛ چون هوای مورمانسک توی اون فصل در گرمترین حالت -10 درجه هستش و دما در شب ها به -30 درجه یا کمتر هم میرسه پس از آژانس خواستیم که راهنماییمون کنه.
لباس هارو باید به صورت چندلایه انتخاب میکردیم که هم بتونیم تمام گرمای بدن رو حفظ کنیم و هم کمترین سرما از بیرون به بدنمون نفوذ کنه.
لایه اول: لباس زیرهای گرم و ضخیم که بدن را از سرما محافظت میکند.
لایه دوم: لباسهای پشمی برای عایقبندی بیشتر.
لایه سوم : روی همه اینها لباس های مخصوص اسکی که ضدباد و ضدآب پوشیدیم تا سرما و باد را به حداقل برساند.
جوراب پشمی و چکمه های مخصوص زمستانی که ضدآب و ضدلغزش هم ضروری بود، چون زمین پوشیده از یخ و برف است. دستکشهای ضخیم و دولایه که یه دستکش بافت از زیر و یه دستکش اسکی هم روی ان، کلاههای با پوشش کامل گوش ترجیحا از جنس پوست و خز و شال گردنهای بزرگ و ضخیم هم به شدت کمک میکردند تا از سرمای استخوانسوز جلوگیری کنیم. و در نهایت عینک اسکی هم فراموش نکردیم.
روز اول: پرواز به مسکو و رسیدن به مورمانسک

روز اول سفر، با هیجان و کمی استرس آماده شدیم و به فرودگاه رفتیم. توی فرودگاه لیدر منتظرمون بود. پرواز از تهران به مسکو حدوداً سه و نیم ساعت طول کشید.
وقتی به مسکو رسیدیم پس از پروسه چک پاسپورت و ویزا توسط کارکنان فرودگاه به همراه لیدر به ترمینالی رفتیم که پرواز داخلیمون ینی از مسکو به مورمانسک قرار بود برگزار بشه. ما چند ساعت توقف داشتیم تا پرواز بعدیمون به مورمانسک برگزار بشه. توی این فرصت کمی در فرودگاه قدم زدیم، ناهارمونم توی همون فرودگاه ساندویچ خوردیم و منتظر شدیم برای پرواز بعدیمون.
پرواز داخلی از مسکو به مورمانسک حدود دو ساعت طول کشید و وقتی رسیدیم مورمانسک هوا کاملاً تاریک شده بود. رسیدن به فرودگاه مورمانسک، ما رو وارد یه دنیای کاملاً متفاوت کرد. فرودگاه مورمانسک یه فرودگاه خیلی کوچیک بود. برف زیادی باریده بود زمین سفید و پوشیده از برف بود و سردی هوا و آرامش قطب شمال احساس میشد.
با اتوبوس تور به هتل «کاسموس مورمانسک» رفتیم. فاصله فرودگاه تا هتل حدود 30 دقیقه طول میکشه. وقتی به هتل رسیدیم، ساعت حدود 7 شب بود، بعد از دوتا پرواز نسبتاً طولانی و معطلی زیادی که توی فرودگاه داشتیم حسابی خسته شده بودیم.
شهر مورمانسک یه شهر خیلی کوچیک هستش که به گفته لیدر آخرین شهری هستش که توی قطب دارای امکانات زندگی مدرن هستش. هتل کاسموس مورمانسک یکی از هتلهای معتبر این شهره، این هتل در مرکز شهر که تا بزرگترین مرکز خرید اون شهر که اونم خیلی کوچیک بود 10 دقیقه فاصله بیشتر نبود.
اتاق رو به سرعت تحویل گرفتیم. امکانات اتاق شامل وایفای رایگان، تلویزیون، چایساز و سشوار است. همچنین، در حمامها سیستم گرمایش از کف وجود داره که در سرمای شدید مورمانسک بسیار کاربردیه. لیدر بهمون توصیه کرد بود که فردا گشت داریم و شبشم میریم برای دیدن شفق و تایم کمی برای استراحت داریم پس بهتره زود بخوابیم تا برای فردا انرژِی کافی رو داشته باشیم.
روز دوم: گشت شهری و تلاش برای شکار شفق قطبی

صبح روز دوم، بعد از خوردن صبحانه خوب و متنوع هتل کاسموس، راهی گشت شهری مورمانسک شدیم. هوا سرد بود.
اول به یادبود «آلیوشا» رفتیم، مجسمهای بسیار بزرگ که یادبود سربازان و دریانوردان روسیه در جنگ جهانی دوم هست. این مجسمه روی تپهای مشرف به شهر قرار داره و برای مردم مورمانسک خیلی مهمه چون نماد مقاومت و ایستادگی تو شرایط سخت جنگ بود. از اونجا میشد چشمانداز خوبی به بندر و بخشهایی از شهر داشت.
بعد به کشتی یخشکن هستهای «لنین» رفتیم، کشتیای که در سال 1959 ساخته شده و اولین یخشکن اتمی جهان بوده. این کشتی حالا تبدیل به موزه شده و میشه داخلش قدم زد و با تکنولوژی و تاریخچه صنعت دریانوردی در قطب شمال آشنا شد. دیدن این کشتی بزرگ و سنگین که تونسته یخهای قطبی رو بشکونه، خیلی جالب بود.
بعد از اون به فانوس دریایی قدیمی که کنار ساحل قرار داره رفتیم. فانوسها همیشه نشانه راه برای کشتیها بودن و این فانوس هم سالهاست که راهنمای کشتیها در بندر مورمانسک بوده.
بعد هم به کلیسای منجی دریا رفتیم. این کلیسا بازمانده از یه زیردریایی غرق شده هستش که همه خدمه اون زیر دریایی کشته میشن و برای مردم اون شهر کلیسای مقدسی محسوب میشه. فضای داخلی کلیسا پر از عتیقههای مذهبی زیبا و نقاشیهای دیواری جذاب بود.
ناهار هم مهمون تور بودیم و برگر بهمون دادن. بعد از ناهار به سمت هتل رفتیم تا استراحت کنیم و برای هیجانانگیزترین بخش تور آماده بشیم.
اما مهمترین بخش برنامه شب بود. شب به یک منطقه دور از نور و سروصدای شهر رفتیم تا شانس خودمون رو برای دیدن شفق قطبی تست کنیم. ساعت 9 شب بود که لیدر با اتوبوس تور و به همراه لیدر محلی خود اون منطقه اومد دنبالمون. برای دیدن شفق قطبی حسابی از شهر دور شدیم و لیدر محلی ایستگاه های مختلفی رفت و بررسی هایی لازم رو انجام داد تا بتونه یجای رو پیدا کنه که احتمال رویت شفق قطبی از اون منطقه باشه و در نهایت یه ایستگاه رو انتخاب کردیم. هوا خیلی سرد بود همه جا کاملا سفید پوش بود و سکوت بر فضا حاکم شده بود. ساعاتی رو منتظر بودیم ولی به جز چند نور بسیار ضعیف و کوتاهی که فقط با دوربین گوشی دیده میشد چیز زیادی نتونستیم ببینیم شب اول متاسفانه خوش شانس نبودیم و شفق دیده نشد .
شفق قطبی پدیدهای طبیعی هست که وقتی ذرات موجود در هوا از خورشید به جو زمین برخورد میکنند، رنگهای سبز، صورتی و گاهی بنفش رو روی آسمان ظاهر میکنن. این نورها حرکت آرامی دارن و در آسمان شب میرقصند. پس هیچ تضمینی وجود نداره که بشه شفق رو دید؛ ولی لیدر گفت که فردا شب هم این گشت بهصورت رایگان برامون برگزار میشه.