سفر به گرجستان همیشه تو ذهنم بود و بالاخره فرصتش پیش اومد که این کشور زیبا و تاریخی رو از نزدیک ببینم. کشوری که همیشه شنیده بودم طبیعت زیبا و فرهنگ جذابی داره. با تماسی که با آژانس آرزوی سفر داشتم متوجه شدم تورهای زیادی برای این مقصد هستش تورهایی که فقط به مقصد تفلیس بودن از 3 شب تا 7 شب و تورهایی که فقط به مقصد باتومی بودن یه سری تورهای ترکیبی هم وجود داشت که هر دو شهر رو میتونستیم ببینیم. انتخاب اول ما برای تهیه تور گرجستان، سفر تفلیس بود؛ ولی با مشورت با آژانس متوجه شدیم باتومی هم ارزش دیدن دارن چهبسا که باتومی یه شهر ساحلی هستش زیباییهای بیشتری نسبت به تفلیس داره. برنامه رو طوری چیدم که 3 شب تو تفلیس باشم و 2 شب هم سری به باتومی بزنم.
روز اول: ورود به تفلیس، کوچههای قدیمی و خاچاپوری داغ
پروازمون با ایرتور بود. هواپیما مدل قدیمیتر بود؛ ولی بهطورکلی تمیز بود و پرواز هم بدون تأخیر انجام شد. خدمهها خوشبرخورد بودن، هرچند سرویس خاصی هم نداشت، ولی چون پرواز کوتاهه، واقعاً چیز خاصی هم نیاز نیست. حدود دو ساعت و نیم طول کشید تا رسیدیم به فرودگاه بینالمللی تفلیس.
تو فرودگاه خیلی معطلی نداشتیم. مدارک کامل که قبلاً آژانس بهمون گفته بود همراهمون بود و پرینت ازشون داشتیم (بلیت رفتوبرگشت + بیمه + وچر هتل تأیید شده + 100 دلار بهازای هر رو اقامت). بعد از گرفتن چمدون، ترانسفر تور منتظرمون بود تا مارو ببره به سمت هتل. مسیر تا مرکز شهر حدود 30 دقیقه طول کشید.
هتلمون رو تو یه کوچه خلوت نزدیک خیابونهای مرکزی گرفته بودیم. یه هتل 4 ستاره بود، نه خیلی لوکس ولی برای استراحت شب کاملاً مناسب. بعد از اینکه وسایل مونو گذاشتیم و یه کم استراحت کردیم، رفتیم قدمزنی توی کوچهپسکوچههای اطراف.
اولین چیزی که تو شهر جلبتوجه میکرد، ساختمونهای قدیمی با بالکنهای چوبی بودن که هنوز خیلیهاشون قابلاستفاده بودن. خیابونها خلوت بودن، ولی انگار زندگی روزمره خیلی آروم و بی استرس جلو میرفت.
برای شام یه رستوران کوچیک انتخاب کردیم که بیشتر حالت محلی داشت تا توریستی. خاچاپوری گرفتیم که نون گرد داغ بود با پنیر محلی و یه تخممرغ نیمپز وسطش. ظاهرش ساده بود؛ ولی طعم خوبی داشت، مخصوصاً وقتی هنوز داغ بود و پنیرش کش میاومد.
بعد از شام یه کم دیگه قدم زدیم و برگشتیم هتل. روز اول، بیشتر در حد آشنایی باحال و هوای شهر گذشت. نه خیلی هیجانانگیز بود، نه خستهکننده؛ یه شروع معمولی ولی دلچسب برای سفر.
روز دوم: پل صلح، خیابان روستاولی + فابریکا
صبح روز دوم رو با پیادهروی روی پل صلح شروع کردیم. این پل شیشهای و فلزی، روی رودخانه متکواری واقع شده و معماری مدرنی داره که کاملاً با فضای تاریخی و قدیمی اطرافش تضاد داره ولی همین تضاد باعث شده پل خیلی جذاب باشه. وقتی روی پل قدم میزدیم، منظرهٔ آرام رودخانه و ساختمانهای اطراف رو میدیدیم و صدای ملایم جریان آب حس خوبی داشت. از پل صلح رفتیم به سمت خیابان روستاولی، یکی از مهمترین خیابانهای تفلیس که پر از ساختمانهای تاریخی، موزهها، کافهها و فروشگاههاست. پیادهروی تو این خیابان، فرصت خوبی بود برای دیدن سبک زندگی شهری مردم محلی و تماشای معماری متنوعی که ترکیبی از سبک قدیمی و مدرن بود.
ناهار رو تو یه رستوران محلی کنار رودخانه خوردیم و خینکالی سفارش دادیم. خینکالی مثل پیراشکی بزرگیه که پر از گوشت چرخکرده و ادویههای خاص گرجی هست. برای خوردنش باید اول یه سوراخ کوچیک بزنی و آب داخلش رو بمکی، بعد بقیهاش رو بخوری. طعمش ساده ولی خیلی دلپذیر بود. بعد از برگشتن به هتل و کمی استراحت کوتاه، آماده شدیم و به سمت فابریکا (Fabrika) حرکت کردیم.
فابریکا یه مجموعه بزرگ و چندمنظوره بود که تو یه ساختمان قدیمی و بازسازی شده قرار داشت؛ ساختمانی که قبلاً یه کارخانه نساجی بود و حالا به فضای فرهنگی، هنری و تفریحی تبدیل شده بود. دیوارهای آجری و پنجرههای بزرگ، در کنار نورپردازیهای رنگی و طراحی مدرن، یه ترکیب جالب از قدیم و جدید ساخته بود.
داخل مجموعه، چند تا بخش مختلف وجود داشت؛ از کافه و رستوران گرفته تا بارهای متنوع و کلابهایی با سبکهای مختلف موسیقی. ما اول تو فضای باز نشستیم. موسیقی زنده یا دیجی اجرا میشد و فضای انرژیبخشی به کل محیط میداد. نوشیدنیهای متنوعی سفارش دادیم؛ از کوکتلهای محلی گرفته تا نوشیدنیهای بینالمللی. کیفیت نوشیدنیها خوب بود و قیمتها نسبت به فضای بار مناسب بود. تو گوشههایی از فضای باز، دیوارنوشتههای هنری، گالریهای کوچک و غرفههای فروش محصولات دستساز به چشم میخورد که باعث میشد آدم بیشتر با فرهنگ محلی و خلاقیت مردم آشنا بشه.
شب برنامه داشتیم بریم یه بار یا کلاب معروف تو تفلیس که بتونیم کمی از فضای روزمره فاصله بگیریم و با موسیقی زنده و جو پرانرژی، آخر شبمون رو متفاوت کنیم.
روز سوم: قلعه ناریکالا، بازار میدان خشک + مِزفِری
صبح روز سوم رو با بازدید از قلعه ناریکالا شروع کردیم. ابتدا به پارک ریکه در مرکز شهر رفتیم. در پارک، ایستگاه تلهکابین قرار دارد که شما را مستقیم به بالای تپه قلعه ناریکالا میبرد. سفر با تلهکابین حدود 5 دقیقه طول میکشد و در طول مسیر میتوانید مناظر خیرهکننده شهر، رودخانه و کوههای اطراف را تماشا کنید. این تجربهای استثنایی و هیجانانگیز است که حتماً توصیه میشود.
قلعه ناریکالا که قدمتش به قرن چهارم میلادی میرسه، یکی از قدیمیترین نمادهای شهره و تاریخ طولانی گرجستان رو به چشم میآورد. وقتی وارد قلعه شدیم، فضای سنگی و دیوارهای قدیمی، حس گذر زمان رو بهخوبی منتقل میکرد. از بالا، چشمانداز بینظیری از شهر، کوههای اطراف و رودخانه متکواری داشتیم؛ آسمان آبی و نسیم ملایم، به این منظره آرامش و زیبایی خاصی میبخشید. پیادهروی روی دیوارهای قلعه و دیدن برجهای تاریخی، فرصتی بود برای درک بهتر فرهنگ و تاریخ گرجیها.
بعد از قلعه، به سمت بازار میدان خشک رفتیم؛ بازاری رنگارنگ و پرجنبوجوش که ترکیبی از فروشندگان محلی، هنرمندان و دلالان دستدوم بود. توی این بازار میتونستی هر چیزی پیدا کنی؛ از لباسهای دستدوز، جواهرات سنتی، تابلوهای هنری گرفته تا اشیای عتیقه و سوغاتیهای خاص. صدای چانهزنیها، عطر ادویهها و رنگهای متنوع همه حس زندگی محلی رو به نشون میداد.
ناهار رو تو یکی از رستورانهای سنتی حوالی بازار خوردیم. شاشلیک (همون شیشلیک خودمون) غذای محبوب و پرطرفدار گرجستان بود که ما انتخاب کردیم. گوشت بهخوبی با ادویههای محلی که مقداری هم تند بود مزهدار شده بودند و روی آتش کباب شده بودن. همراه با نان محلی نرم و سالادهای تازه برامون سرو شد.
برای شب، برنامه داشتیم به بار و کلاب معروف تفلیس به نام مِزفِری (Mezpheri) بریم. وارد این مکان که شدیم، طراحی داخلی مدرن و نورپردازی هنرمندانهاش توجه ما رو جلب کرد. فضای باز با دکورهای رنگی و ترکیب موزیکهای الکترونیک و هیپهاپ، جو پرانرژی و هیجانی ایجاد کرده بود. جمعیت بیشتر جوان و پرشور بودن که با رقص و شادی، انرژی زیادی به فضا داده بودن. منوی متنوع نوشیدنیها و کوکتلهای خلاقانه، تجربه شبگردی ما رو به یاد موندنیتر کرد. دیجی حرفهای با موسیقی زنده، فضای متفاوتی رو برای پایان یه روز پر از گردش و تجربههای جدید فراهم کرده بود.