صبح روز سوم با سرویس رایگان هتل زدیم بیرون و رفتیم سمتOutlet Mall ، آوتلت مال جاییه که برندهای معروف و بزرگ لباس، کفش و لوازم مختلف جنس های کالکشن های سال های گذشته خود را رو با تخفیفهای عالی میفروشن. یعنی میتونی اجناس باکیفیت رو با قیمت مناسب بخری و کلی پول پسانداز کنی. ما هم کلی گشتیم اونجا برای ما مثل بهشت بود برند های معروف با قیمت های مناسب و افر های ویژه حسابی دست و دل بازی کردیم.
بعد از خرید با سرویس هتل برگشتیم هتل ، یه استراحت کوتاه کردیم و ناهار رو از رستوران هتل استفاده کردیم. من کباب عربی سفارش دادم، یه سیخ بزرگ گوشت آبدار با برنج معطر و سسهای عربی که واقعاً چسبید.
بعد از ناهار، با سرویس دوم هتل رفتیم سمت ساحل جمیرا بیچ. ساحلی دلنشینه با شنهای سفید و نرم، آب فیروزهای خلیج همیشه فارس و فضای مرتب وبسیار تمیز. محوطه ساحل کلی امکانات بود: دوش و رختکن، صندلیهای آفتابگیر، مسیر پیادهروی، زمین والیبال، کافههای خوشگل، و حتی وایفای رایگان! اگه لباس شنا همراهت باشه، میتونی راحت بری تو آب و یه آبتنی حسابی بکنی. ما یه مدت نشستیم، حسابی آفتاب گرفتیم، نوشیدنی خنک گرفتیم و از منظره و نسیم دریا لذت بردیم.
برای شب گفتیم بهتره بریم محوطه دبی مال و برج خلیفه رو با نور پردازی شبانه ببینیم . از هتل با مترو رفتیم دبی مال و از اونجا از داخل دبی مال پیاده راه افتادیم سمت برج. اطراف برج خلیفه تو شب واقعاً دیدنیه؛ نورهای رنگی، موزیک ملایم تو فضا، مردم از همه جای دنیا و یه عالمه انرژی مثبت. حوضچه ای بزرگ جلو برج بود با کلی فواره که هر رأس ساعت با یه آهنگ جدید شروع به رقصیدن میکردن.آهنگ عربی، کلاسیک، حتی گاهی آهنگ معروف بینالمللی هم پخش میکردن و فوارهها با ریتم موزیک بالا و پایین میرفتن. اما جدا از فوارهها، یه چیز دیگه هم خیلی باحال بود: نمایش نور روی خودِ برج خلیفه! یعنی وسط آسمون، برج تبدیل میشد به یه صفحهی نمایش غولپیکر. نورهای رنگی، انیمیشنهای مختلف، پرچم کشورها، متنهای خوشآمدگویی… همه رو با گرافیک و افکتهای خفن روی بدنهی برج پخش میکردن. یه لحظههایی بود که کل برج طلایی میشد، یا یه دفعه پر از ستارههای درخشان میشد. صحنه بسیار جذاب بود که دلت نمیخواست چشم ازش برداری! ما هم یه گوشهی باحال پیدا کردیم، نشستیم و چند بار نمایش رو تماشا کردیم.
شام رو هم همون اطراف زدیم تو رگ؛ یه KFC خوشمزه که نمیدونم واقعاً خوشمزهتر بود یا ما خیلی گرسنه بودیم، ولی انصافاً یکی از بهترین سوخاریهایی بود که تا حالا خورده بودم.
روز چهارم: تفریح و هیجان تو پارک آبی آتلانتیس
روز چهارم سفر رو به پارک آبی آتلانتیس اختصاص دادیم. به هتل گفته بودیم برامون بلیط رو رزرو کنن.بلیط پارک برای هر نفر حدود 320 درهم بود که به نظرم کاملاً میارزید. البته اونجا برای داشتن لاکر ( کمد برای وسیله هامون ) هم باید هزینه پرداخت میکردیم که هر لاکر 80 درهم بود و اونو توی همون پارک پرداخت کردیم.
پارک آبی آتلانتیس واقعاً یه دنیای کامل از هیجان و تفریح بود. کلی سرسرههای مختلف داشت؛ از سرسرههای بلند و سرعتی گرفته تا سرسرههای آرام و ملایمتر. صندلی های ساحلی مناسب افتاب گرفتن و یه بخش اختصاصی برای بچهها هم داشت که کلی بازی و سرگرمی براشون تدارک دیده بودن.
داخل خود پارک هم یه سری کفش های مخصوص بهمون دادن که زمین داغ اونجا پامونو اذیت نکنه.
پارک آبی آتلانتیس پر بود از بازیهای مختلف که هر کدوم یه جور حال و هیجان داشتن. اول از همه سرسرههای بزرگ و سریع رو داشتیم که آدم رو از بالا تا پایین با سرعت میبردن پایین و کلی جیغ و هیجان داشت. یه سرسره معروف به اسم “آکوا لوبستر” بود که مثل تونل مارپیچی بود و کلی پیچ و خم داشت، مخصوص کسایی که دنبال هیجان بالا هستن.
یه بازی جالب دیگه که خیلی باحال بود، تونل شیشهای زیر آبی بود که از داخلش رد میشدی و ماهیهای رنگی و کوسهها و موجودات دریایی بزرگ دور و برت شناور بودن؛ این تجربهاش خیلی خاص و متفاوت بود، انگار وسط دریای واقعی هستی.
یکی دیگه از بازیهای خفن، رودخانه مصنوعی خیلی بزرگ بود که با یه تیوپ بادی مینشستی توش و توی آب ول میگشتی و به بخش هایی با ارامش و فضای سر سبز پارک حال میکردی یه بخشیش پر سرعت و هیجانی میشد. رودخانه به قدری طولانی بود که خسته شدیم وسطاش زدیم بیرون. توی پارک کلی استخر موجدار هم بود که با موجهای مصنوعی آدم رو حسابی سرگرم میکرد.در کل، هر گوشهای از پارک یه چیزی برای همه سن و سلیقهها داشت.
روز آخر: خداحافظی با دبی و برگشت به خونه
اینجا دیگه چیزی واس گفتن ندارم پروازمون ساعت 13 بود چون میدونستیم هواپیما کترینگ نداره صبحونه رو مفصل خوردیم با کلی خاطره رفتیم فرودگاه و با یه پرواز دو ساعته تهران بودیم. خیلی جاهای دیدنی دیگه ای بود که ما فرصت نکردیم بریم مثل تور کویر یا dubai frame یا بازدید از داخل برج خیفه و.... که اونو گذاشتیم برای سفر های بعدیمون به دبی
امیدوارم این سفرنامه بتونه کمکتون کنه برای برنامهریزی سفرتون به شهر زیبای دبی. پیشنهادم اینه که حتماً قبل از سفر، زمان بذارید و از قبل جاهای دیدنیای که قصد دارید بازدید کنید رو مشخص کنید. بهتره هر روزتون رو به یک برنامه خاص اختصاص بدید. مخصوصاً اگه با تورهای کوتاهمدت سفر میکنید، بدون برنامهریزی ممکنه آخر سفر حسرت بخورید که چرا نتونستید خیلی از جاذبههای دبی رو ببینید.