امروز اولین روزمون تو مسکو بود. چون شب قبل دیر رسیدیم، صبح زود برای صبحونه هتل حوصله نداشتیم، بنابراین آماده شدیم تا گشت شهریمون رو شروع کنیم. قرار بود ساعت ۹:۱۵ تو لابی هتل باشیم. برنامه امروز شامل بازدید از متروهای معروف مسکو، خیابان اربات و میدان سرخ بود.
دقیقاً سر ساعت، همه تو لابی جمع شدیم و به سمت مترو راه افتادیم تا به خیابان اربات برسیم و مسافران هتلهای دیگه هم جمع بشن. فاصله هتل لِسنایا تا مترو خیلی کم بود و با کمتر از ۵ دقیقه پیادهروی به ایستگاه مترو بلاروسکایا رسیدیم. فکر کنم دو خط مترو عوض کردیم تا برسیم به خیابان اربات.
وقتی از مترو پیاده شدیم، یکی از برجهای هفت خواهران یعنی ساختمان وزارت خارجه رو دیدیم. گرسنه هم بودیم، سر خیابان اربات یک سوپرمارکت پیدا کردیم و چند تنقلات کوچیک خریدیم. بعد وارد خیابان اربات شدیم؛ خیابانی سنگفرش که اطرافش پر از مغازههای سوغاتیفروشی و رستوران های کوچک بود.

کمی جلوتر، به مجسمه پوشکین و همسرش رسیدیم که دست در دست هم داده بودند و تو روسیه نماد عشق محسوب میشد. جلوی مجسمه هم خانه پوشکین هم بود. لیدر درباره داستان عشق پوشکین و همسرش توضیح داد و بعد هم وارد یکی از فروشگاهها شدیم تا سوغاتی بخریم.
بعد از خرید سوغاتی، راهی ایستگاه مترو شدیم تا از زیباترین ایستگاههای مترو دیدن کنیم. قبلاً شنیده بودم که متروهای روسیه مثل کاخهای مجلل و با معماری فوقالعاده زیبا هستند و این به تلاشهای استالین و دیگر مقامات شوروی برای یکپارچگی جامعه برمیگرده. وقتی وارد مترو شدیم، واقعاً حس کردم که با یک شاهکار معماری روبهرو هستیم.
بعد از بازدید خیابان اربات، سراغ بازدید از ایستگاههای مترو رفتیم: کیفسکایا، آرباتسکایا، کومسومولسکایا و پلوشاد رِوولوتسی که به میدان انقلاب هم معروف بود. واقعاً طراحی متروها خیلی زیبا و مجلل بود؛ معماری، گچبریها و لوسترهاشون کمتر از کاخها نبود!

یکی از ایستگاهها که کمی متفاوت بود، ایستگاه انقلاب بود. تو این ایستگاه، مجسمههایی از سگ، خروس، سرباز، کشاورز، ملوان و دانشجو دیده میشد. مردم روسیه اعتقاد دارن که اگه پوزه سگهای برنزی یا کفش دانشجوها رو لمس کنن، براشون خوششانسی میاره. همچنین اگه خروس رو لمس کنن، خانمها همسر پیدا میکنن!
بعد از بازدید مترو، راهی میدان سرخ شدیم. وقتی پیاده شدیم، هتل فور سینز روبهرومون بود و در دوردست، مجسمه اسبسوار ژوکوسط دیده میشد. بعد از اون، به نقطه صفر مسکو رسیدیم. این نقطه یک نشان برنزیه که بین میدان سرخ و میدان مانژ قرار داره. لیدر گفت مردم روسیه باور دارن اگه سکهای تو این نقطه بندازن و سکه دقیقاً همونجا بیفته، آرزوهاشون برآورده میشه.

روبروی نقطه صفر، دروازه رستاخیز بود که ورودی میدان سرخ و کرملین محسوب میشد. وسط دروازه، کلیسای رستاخیز قرار داشت که داخلش ساده و آرام بود. از دروازه رد شدیم و وارد بخش اصلی میدان شدیم. کلیسای سنت باسیل از دور خودنمایی میکرد و روبه روی اون، ساختمان قرمز رنگ موزه تاریخ دولتی مسکو بود. در سمت دیگه، فروشگاه گوم و روبهروی اون، مقبره لنین و دیوارهای کرملین با برج ساعت کنار مقبره خودنمایی میکردند.
ساعت ۱۲ بود که لیدر بهمون گفت میتونیم تا ساعت ۱ از مقبره لنین دیدن کنیم. ما هم رفتیم و وارد صف بزرگی شدیم تا بتونیم مومیایی لنین رو ببینیم. قبل از ورود یه بازرسی ساده انجام شد و بهمون گفتن که عکس گرفتن و صحبت کردن ممنوعه و فقط حین عبور میتونیم مومیایی نگاه کنیم.
وقتی وارد شدیم، لنین رو دیدم، باورم نمیشد! انگار زنده بود و صورتش یه نور عجیب داشت و بدنش هم کاملاً حفظ شده بود. بعد از خروج، اطراف مقبره چندتا مجسمه از سربازا و چند فرمانده بود. یه پیرمرد روس ازم خواست که از همه مجسمهها با خودش عکس بگیرم. وقتی به یه مجسمه رسید، وایساد و احترام گذاشت. فهمیدم اون مجسمه استالین بوده!

بعد از مقبره، رفتیم تا مراسم تعویض گارد نگهبان رو ببینیم، ولی متأسفانه ۵ دقیقه دیر رسیدیم. از دور هم شعله جاودان رو دیدیم که توی پارک الکساندر بود. بعدش برای ناهار رفتیم مکدونالد کنار میدان مانژ. ناهار که خوردیم، تصمیم گرفتیم کمی تو میدان سرخ بمونیم و با تور برنگردیم تا خودمون عکس بگیریم و بیشتر از جاهای دیدنی مسکو لذت ببریم. بعد از عکس گرفتن، سری هم به مرکز خرید گوم زدیم و بستنی معروفشون رو امتحان کردیم. تقریباً مثل بستنیهای خونه خودمون بود، ولی شیرینیش کمتر بود. کمی هم تو مرکز خرید قدم زدیم و بعد اومدیم بیرون.
هوا نسبت به صبح سردتر شده بود و چون پولمون تموم شده بود، رفتیم دنبال صرافی تا پولمون رو تبدیل کنیم. بعد از کلی راه رفتن متوجه شدیم صرافی اونجا وجود نداره و یاندکس مپ اشتباه زده بود! از چند نفر از مردم روس پرسیدیم و اونها هتل نشنال رو پیشنهاد دادن. رفتیم اونجا و پولمون رو تبدیل کردیم، بعد با مترو به سمت هتل برگشتیم. از میدون سرخ تا هتل لِسنایا با مترو سه ایستگاه بود. وقتی از مترو پیاده شدیم، رباتهای کوچولوی پست رو دیدم که خیلی بامزه و خنگول بودن! این رباتها برای تحویل بسته بودن. بعد به سمت هتل رفتیم و تا ساعت ۹ شب استراحت کردیم. خیلی دوست داشتم شب به مسکو سیتی بریم، ولی اونقدر خسته بودیم که نشد! حیف که نشد! برای شام هم به فودکورت جلوی هتل رفتیم. انگار اجرا موسیقی داشتن، ولی چون دیر رفتیم، اجراشون تموم شده بود. غذا خوردیم و برگشتیم هتل و خوابیدیم.
روز ششم صبح برای صبحونه ساعت ۱۰ از خواب بیدار شدیم. صبحونه هتل تو طبقه اول سرو میشد و تنوع خوبی داشت. امروز آخرین روز سفرمون تو مسکو بود، ولی متأسفانه من مریض شدم و نتونستم بیرون برم و از زیباییهای شهر لذت ببرم.
روز هفتم هم آخرین روز سفر بود. ساعت ۷ صبح باید اتاق رو تحویل میدادیم و به سمت فرودگاه میرفتیم. اتاقمون رو تحویل دادیم، پک صبحونه گرفتیم و راهی فرودگاه شدیم. پروازمون ساعت ۱۱ بود و تقریباً ساعت ۴ بعدازظهر به تهران رسیدیم!
تنها توصیه ام اینه که اگه امکانش رو دارید، تور ۹ روزه رو رزرو کنید، چون دیدنیهای روسیه خیلی زیاده و ۶ روز اصلاً کافی نیست!