امروز روز سومی بود که تو سنتپترزبورگ بودیم و قرار بود تو تور اپشنال که مخصوص آژانس آرزوی سفر بود شرکت کنیم. برنامه امروز شامل بازدید از خلیج فنلاند، برج لاختا، پارک یلاگین و ورزشگاه زینت بود. صبح ساعت تقریبا 7 و نیم از خواب بیدار شدیم و تصمیم گرفتیم اول آماده بشیم و بعد صبحانه بریم. قرار بود ساعت 9 و 40 دقیقه تو لابی حاضر باشیم.
مثل همیشه لیدر سر وقت اومد و به سمت برج لاختا که اولین برنامه گشت بود حرکت کردیم. هوا امروز هم بارونی بود، ولی نه خیلی زیاد؛ در حد نمنم که لذتبخش بود. در مسیر از پلی گذشتیم که روی خلیج فنلاند بود و اون طرفش بندرگاه شهر سنتپترزبورگ دیده میشد. با اینکه از اتوبوس و در حال گذر دیدیم، خیلی زیبا بود. از دور هم برج لاختا سنتر دیده میشد.

بالاخره به برج لاختا سنتر رسیدیم؛ همونطور که گفتم، این برج در ساحل خلیج فنلاند و نزدیک منطقه لاختا ساخته شده بود. طراحی مدرن با نمای شیشهای چرخشی داشت که در طول روز نور و رنگهای متفاوتی منعکس میکرد. از پایین که نگاه میکردیم، بالای برج با ابرها پوشیده بود و همین مسئله زیبایی اون رو بیشتر میکرد. اینجا عکس گرفتیم و بعد به سمت پارک یلاگین راه افتادیم.
پارک یلاگین روی جزیره یلاگین قرار داره. لیدر تو راه بهمون گفت که این جزیره و جزیره کامینی و جزیره کرستوفسکی جز مناطق بالاشهر سنتپترزبورگ محسوب میشن. بافت خونههاش هم ویلایی بود، یه جورایی مثل شمال خودمون ولی تمیزتر. از اتوبوس پیاده شدیم و از یه پل چوبی کوچک برای پیادهرو عبور کردیم که روی آبهای کمعمق و کانالهایی که جزیره یلاگین رو به خلیج فنلاند وصل میکنن ساخته شده بود. این پل جزیره کرستوفسکی رو به پارک یلاگین وصل میکنه.

بعد وارد پارک شدیم و کمی پیادهروی کردیم. تو مسیر که غرق صحبت بودیم، سنجابها رو دیدیم که بدون ترس داشتن راه میرفتن و بلوط جمع میکردن. اینقدر گوگولی بودن که نگووو! پارک یلاگین یه پارک سرسبز و آرامه، فضای پارک برای پیادهروی، ورزش، پیکنیک خیلی مناسب بود.
بعد از پیادهروی به سمت اتوبوس برگشتیم تا به ورزشگاه زینت حرکت کنیم. حدود 10 دقیقه بعد رسیدیم. این ورزشگاه جایی بود که سردار آزمون اونجا بازی میکرده. اتوبوس نگه داشت و قرار شد از نمای بیرونی ورزشگاه دیدن کنیم و بعد راه بیفتیم به سمت رستوران برای صرف ناهار.

برای ناهار رفتیم یه فست فودی نزدیک طاق پیروزی. راستی، طاق پیروزی ناروا برای گرامیداشت پیروزی ارتش روسیه بر ناپلئون ساخته شده بود. ناهار امروز مرغ سوخاری بود که طعمش خیلی خوشمزه بود. بعد از ناهار قرار شد برگردیم هتل و کمی استراحت کنیم. چون خرید نکرده بودیم، تصمیم گرفتیم اگه حال داشتیم عصر بریم خرید. یکی از بچههای تور که با ما بود گفت که دو تا مرکز خرید پشت مترو نزدیک هتل هستن که قیمتهاشون مناسبه و گفت گالریا هم دیده ولی این گزینهها مناسبتر بودن.
وقتی رسیدیم هتل، قرارمون این بود ساعت 6 راه بیفتیم تا دیرمون نشه. پیاده به سمت مرکز خرید نزدیک هتل رفتیم. یه مرکز خرید معمولی بود؛ یه گشتی زدیم ولی چیزی خوشمون نیومد. بعد رفتیم به مرکز خرید دوم که روبهروی همین بود، اونجا لباسهاش خوشگلتر بود و یه گشتی هم زدیم.
بعد از چرخ زدن تو این دو مرکز خرید، گفتیم گالریا هم بریم تا اونجا هم ببینیم. پیاده راه افتادیم تا از حال و هوای شهر هم لذت ببریم. باورم نمیشد اینقدر مسیر زیاد باشه! وسط راه همه خسته شدیم و میخواستیم منصرف بشیم، اما تصمیم گرفتیم یه ذره دیگه هم بریم و بالاخره به مرکز خرید رسیدیم. ساعت تقریبا 9 و نیم بود و گفته بودن مرکز خرید تا 11 بسته میشه. خیلی تند مرکز خرید گشتیم؛ قیمتها بالا بود ولی لباسها خوشگل بودن. خرید کردیم و ساعت 11 و نیم شد؛ کمکم مغازهها داشتن میبستن و ما هم از مرکز خرید اومدیم بیرون.
ما که حسابی گشنمون شده بود دنبال رستوران میگشتیم. یه کافه دنج و نقلی پیدا کردیم؛ یه گارسون دختر جوان، خوشبرخورد و گوگولی، اومد سفارشهامون رو بگیره. ما هم غذا خوردیم و بعد با یاندکس به هتل برگشتیم.
روز چهارم
امروز روز آزاد بود و گشتی نداشتیم. ما که شب قبل کلی پیادهروی کرده بودیم، تصمیم گرفتیم امروز بیشتر استراحت کنیم و تا ساعت 9 و نیم خوابیدیم. بعدش وسایلمون رو جمع کردیم، چون قرار بود اتاقمون رو تحویل بدیم و ساعت 8 شب راهی مسکو بشیم.

ساعت 12 اتاقمون رو تحویل دادیم و چمدونهامون رو گذاشتیم انبار چمدون. قرار شد این چند ساعت باقیمانده رو بریم سمت قلعه پترو پاول. با مترو رفتیم نزدیک قلعه؛ کلی توریست بود که گروهگروه اومده بودن و اکثراً چینی بودن. این قلعه به دستور پتر کبیر در سال 1703 ساخته شد و همزمان با تأسیس سنپترزبورگ بود. در واقع این قلعه اولین سازه مهم شهر بود و به همین خاطر خیلی از مردم روسیه این قلعه رو نقطه تولد سنپترزبورگ میدونن.
بعد از بازدید از قلعه، برای ناهار به یه مکدونالد نزدیک قلعه رفتیم. تو راه به ساختمونی جلوی قلعه برخوردیم که پر از خمپاره بود و توجهمون رو جلب کرد.

سرچ کردیم و دیدیم اینجا یه موزه به اسم موزه توپخانه است که مجموعهای عظیم از سلاحها و توپخانه سنگین رو از قرون وسطی تا دوران معاصر به نمایش میگذاره.
بعد از خوردن ناهار، ساعت نزدیک 4 عصر به سمت هتل راه افتادیم تا ساعت 6 بریم راهآهن و دیرمون نشه. ایستگاه راهآهن نزدیک مرکز خرید گالریا بود و قطار ما ساپسان بود که جزو قطارهای سریعالسیر روسیه محسوب میشد و صندلیهای راحتی داشت. سوار قطار شدیم و ساعت 8 و 50 دقیقه به سمت مسکو حرکت کردیم. ساعت 1 و نیم شب به راهآهن مسکو رسیدیم. پیاده که شدیم، درست روبهروی راه آهن مسکو یکی از برجهای هفتخواهران بود. بعد با یاندکس به سمت هتل رفتیم، اتاقمون رو تحویل گرفتیم و خوابیدیم تا برای فردا آماده بشیم.