با همسرم تصمیم داشتیم به روسیه سفر کنیم چون فصل شب های سفید روسیه بود و مطالب زیادی در مورد این کشور خونده بودم و دوست داشتم تاریخ و فرهنگ غنی این کشور رو از نزدیک ببینمانتخاب من برای پرواز همیشه ماهان بوده و با تماسی که با هواپیمایی ماهان داشتم آژانس آرزوی سفر رو به من معرفی کرد و من از بین تور های این آژانس تور 6 شب رو انتخاب کردم
ساعت 5 صبح از تهران به سنت پترزبورگ پرواز داشتیم ساعت 3 رفتیم فرودگاه امام و لیدر اونجا منتظرمون بود . حدود ساعت 10رسیدیم به سنت پترزبورگ توی فرودگاه و پس از گرفتن سیم کارت با لیدر رفتیم به سمت هتل.اسم هتل من توی سنت پترزبورگ هتل domino بود یه هتل 4* که لابی بسیار بزرگی داشت توی لابی بار و رستوران بود هتل مقداری از مرکز شهر فاصله داشت ولی پاساژ و رستوران و فروشگاه و حتی داروخانه نزدیک هتل بود و اذیت نمیشدیم و دسترسی خوبی داشتیم به همه چیز اتاق هم واقعا تمیز و خوب بود تنها نقطه ضعف هتل صبحانه بود که ایتم های کمی توی منو صبحانه بود

برنامه شب اول تور گشت آپشنال قایق سواری روی رودخانه نوا بود برای گشت های آپشنال باید هزینه پرداخت میکردیم که هر گشت بین 70 تا 100 دلار برای هر نفر بود. پس از صرف شام توی رستوران ایرانی رفتیم به سمت رود نوا ساعت حدود 11:30 سوار قایق شدیم نسیم خنکی میمود و هوا نیمه روشن بود شب های سفید روسیه بود و هوا تاریک نمیشد رودخانه نوا با نور پردازی پل ها و اون حالت سایه روشن هوا واقعا دیدنی بود ساعت حدود 12:30 بود که پل هایی که روی رود بودن کم کم شروع کردن به باز شدن با موسیقی روسی ای که توسط لیدر پخش شده بود و اون حال و هوا شروع خوبی برای تور بود واقعا، تا ساعت 1:30 روی رودخانه هنوا بودیم و وقتی رسیدیم هتل ساعت تقریبا 2:30 شده بود.
گشت روز دوم روی تور بود پس از صرف صبحانه همراه با تور به سمت خیابان نوسکی حرکت کردیم. آنجا پر بود از خانههای تاریخی با رنگهای زیبا که منظرهای دلنشین داشت . بعد از گذراندن زمانی در این خیابان، به کلیسای کازان رسیدیم و با راهنمای تور به داخل آن وارد شدیم تا از معماری و فضای روحانیاش بازدید کنیم. سپس در اطراف خیابانهای مجاور بناهای تاریخی متعددی را دیدیم که لیدر در مورد هرکدام توضیحات مفصلی به ما میداد.
در ادامه، راهی کلیسای اسحاق شدیم و پس از آن سری به قلعه پتروپاول زدیم، از مجسمه باشکوه نیکولای اول نیز دیدن کردیم، که به نوعی نماد بزرگی و شکوه تاریخ این سرزمین بود بعد از اون به یه مغازه گیف شاپ رفتیم که پر بود از نماد های روسیه و تونستیم کلی خرید کنیم. ناهار رو مک دونالد مهمون تور بودین و بعدش راهی خلیج فنلاند شدیم. از دور برج لاختا سنتر که بلندترین برج اروپا بود رو تماشا کردیم. با راهنمای تور به سمت جزایر کیروسفکی و کامناستروفسکی حرکت کردیم، که بخش ویلایی شهر به حساب میومدن و فضای خیلی خوشایند و آرامی داشتن. اونجا یه ورزشگاه به اسم زنیت آرنا هم بود که بازدید ازش برامون جذابیت داشت لیدر در مورد این ورزشگاه و معماری ان توضیحاتی بهون داد
در نهایت به پارک یلاگین رسیدیم، جایی پر از طبیعت و آرامش وسط شهر. توی مسیر، لیدر همیشه کنارمون بود و اطلاعات جالب و مفیدی درباره هر منطقه، داستانها و اتفاقات تاریخی برامون تعریف میکرد که واقعاً سفر رو برامون جذابتر کرده بود. حتی کلی نکات بامزه و جالب درباره فرهنگ روسها هم بهمون گفت که باعث شد بیشتر با روح این مردم و شهر آشنا بشیم. کلی حس خوب و یادگاری خوب از این روز به دست آوردیم. وقتی برنامه گشت تور تمام شد برای شب من وهمسرم تصمیم گرفتیم به خیابان نوسکی بریم از لیدر خواهش کردیم مارو به خیابان نوسکی بردن و از فضای فوق العاده اونجا استفاده کنیم سری به پاساژ گالریا زدیم و شام رو توی خیابان نوسکی خوردیم بعد از اون با یاندکس ( تاکسی اینترنتی روسیه ) برگشتیم سمت هتل

روز سوم شروع شد گشت آپشنال از لیدر تهیه کردیم و ما راهی موزه بزرگ، زیبا و فوقالعاده هیجانانگیز ارمیتاژ شدیم. این موزه آنقدر جذاب و چشمنواز بود که انگار هر لحظه بیشتر غرق در زیباییهایش میشدیم و هیچکس احساس خستگی نمیکرد. از مسیر طلایی موزه گذر کردیم، جایی که نقاشیهای بینظیر داوینچی، مجسمههای تاریخی و سالن مصر باستان در انتظار ما بودند. تقریباً سه ساعت و نیم توی موزه گشت زدیم، اما همه ما محو زیباییها و داستانهای پشت هر اثر هنری بودیم و اصلاً گذر زمان را حس نمیکردیم.
در طول بازدید، هر بار که وارد اتاقی جدید میشدیم، لیدر با استفاده از هدستهایی که داشتیم، توضیحاتی دقیق و جالب درباره آن فضا و رویدادهای مهمی که در آن رخ داده بود به ما میداد. وقتی به هر اثر هنری میرسیدیم، تاریخچه و جزئیات مربوط به آن را کامل و جذاب برایمان تعریف میکرد که باعث میشد بیشتر با دنیای هنر و تاریخ ارتباط برقرار کنیم.
ناهار را به یک رستوران روسی رفتیم. رستوران به صورت بوفه بود و تنوع غذایی بالایی داشت ولی من خودم خیلی علاقهای به غذاهای روسی نداشتم چون بیشتر غذاها طعم ادویههای قوی نداشتند.بعد از ناهار، راهی باغ پتروهوف شدیم، باغی که به "باغ فوارهها" معروف است. این باغ پر بود از پوشش گیاهی متنوع و پاویونهای بزرگ و کوچک که هر کدام حس و حالی خاص و آرامشبخش داشتند. این باغ شامل بخش های زیادی میشد درست کنار خلیج فنلاند قرار داشت و مجدد سری هم به ساحل خلیج زدیم و از منظرهی آرامشبخش آب و هوا لذت ببریم.تقریباً تمام بخشهای باغ را گشتیم و از فضای دلنشین آن لذت بردیم. وقتی برگشتیم هتل دیگه شب شده بود و چون خسته بودیم تصمیم گرفتیم شام رو از رستوران هتل تهیه کنیم و از از زیبایی های لابی هتا استفاده کنیم